محمد حسن خان اعتماد السلطنه
31
صدر التواريخ يا تاريخ صدور قاجار ( فارسى )
در اين اوان شاهزاده حسينعلى ميرزا « 1 » در فارس به فرمانروائى رفته اسم ايالت با او و رسم ايالت با ميرزا محمد خان بيگلربيگى شيراز پسر بزرگ حاجى ابراهيم خان صدر اعظم بود ، لهذا از عارف و عامى و دانى و سامى و بومى و غريب از بعيد و قريب اظهار شكايت شد ، در پرده و آشكار زمزمه كردند و درددل گفتند و بىنظمى بلاد و شورش عباد را بر سر پا كردند و جمعى از هواخواهان و دبيران مازندرانى بواسطهء ارادت با جناب ميرزا محمد شفيع بندپئى كه صدرى برازنده و بدرى تابنده بود ، از اطراف و اكناف در كار حاجى ابراهيم خان اعتماد الدوله سعايت كردند و در حضور خاقان مغفور از سخنان درشت او روايت نمودند ، پادشاه گردون جاه محض اميدوارى چاكران درگاه چندى تأمل ورزيده تحمل نمود ، تا چند نوشتهء به حضور حضرت خاقان مغفور آوردند و توضيح كردند كه حاجى ابراهيم خان با جماعتى بزرگ معاهده كرده ، عزم خيانت و قصد جنايت نموده است ، تا آنكه خاقان مغفور ديدند اگر بيش از اين در حمايت و رعايت اين وزير استبداد رأى به خرج دهند ، هر آينه جان جهان پناهى و ملك پادشاهى
--> ( 1 ) - حسينعلى ميرزا فرمانفرما ، وى پسر پنجم فتحعلى شاه و در سال 1202 ه . ق . در قريهء نوا متولد شد و از سال 1214 ق . به سن 11 سالگى به فرمانفرمائى و حكومت فارس منصوب گرديد و در مدت 36 سال متوالى با نهايت اقتدار و راحت در فارس و قلمرو آن فرمانروائى مىنمود ، داراى 26 تن فرزند كه 19 تن از آنها پسر و 7 تن ديگر دختر بودند . وى حتى به پدر خود باج نمىداد و شخص فتحعلى شاه براى وصول ششصد هزار تومان باقى ماليات فارس عازم شيراز شده و در اصفهان او را احضار كرد و حسينعلى ميرزا به حضور او بار يافت اما به جاى ششصد هزار تومان بدهى خود فقط سيزده هزار تومان تحويل داد . شاه به قدرى از اين عمل وى متغير گرديد كه به حبس او دستور داد و امر كرد تا وصول دينار آخر بقاياى فارس او را در زندان نگاه دارند ولى او متعهد شد كه با مأمورين ديوان به شيراز برود و در تهيهء بقيهء مال ديوان با آنان كمك نمايد و بقاياى چهار ساله را گردآورده پيش فتحعلى شاه بفرستد . شاه او را با عبد اللّه خان امين الدوله و ميرزا ابو الحسن خان شيرازى وزير دول خارجه و قريب دو هزار نفر سوار و پياده مأمور شيراز نمود ؛ ليكن قبل از آنكه اين هيئت از اصفهان خارج شوند شاه بر اثر تبى مختصر و بروز مرض ذات الجنب در 19 جمادى الاخر 1250 در همان شهر مرد و حسينعلى ميرزا به شيراز رفت و به داعيهء سلطنت پرداخت و به امر محمد شاه قاجار كه وليعهد بود و به مساعى ميرزا ابو القاسم قائم مقام به سلطنت ايران رسيد و مدعيان ديگر را منكوب ساخت ، حسينعلى ميرزا و برادرش حسنعلى ميرزا شجاع السلطنه ، والى كرمان دستگير و روانهء طهران شدند . در بين راه شجاع السلطنه را به دست باقر خان بيگلربيگى از حليهء بصر عارى ساخته و كور كرده و به ورود به طهران او را در برج نوش زندانى نمودند و سه ماه بعد فرمانفرما نيز به بيمارى و با كه در طهران شيوع داشت درگذشت . مراجعه شود به كتاب آجودانباشى تأليف محمد مشيرى ص 93 .